این نشد چی می شد که می شد

 

حتی به خودم فرصت ندادم که از تو بنویسم

حتی موقع خداحافظی بهت زل نزدم

حتی گفتم اگر بشه دیگه باهات کار نکنیم

حتی وقتی به اون عکسها خیره شدم دلم برات تنگ نشد

 

+ دلم تنگ خودمه، تنگ یک دل آروم که برای خنده هاش غش بره

آمد آنکس که امید دل ما شد

 

 

می دانم آنقدر خوب نیستم که بگویم هر لحظه به یاد توام 

اما تو آنقدر خوبی که اجازه میدهی با بردن نامت پر شوم از شور از عشق از امید

 

 

+ من هم صاحبی دارم